پاییزم رفت...
هیچ زمستانی ماندنی نیست حتی اگر تمام شب هایش یلدا باشد باز پاییــــــز خواهد آمد!!!!!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن: مگر قرار نشد قدری آهسته تر بروی! آه پاییزم! من هنوز یک دل سیر روی برگ هایت خش خش نکرده بودم ... پ.ن:یلداتون مبارک باشد!! ...
نویسنده :
miss.azar
16:2
[عنوان ندارد]
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است برگــــ هــــای پـــــاییـــزی ســـــرشار از شــــــــعور ِ درخت اند و خاطـــــرات ِ ســــــه فصل را بر دوش می کــــــشند آرامــــــــــ قدم بگذار …. بر چهره ی تکیده ی آن ها این برگــــــــها حُرمت دارند.. درد ِ پاییز ،درد ِ ” دانـســــــتن ” است درد نبودن "پدر" باز هوای دیده ام ابریست.. باز روز رفتنت نزدیک است.. من هرگز ندیدم روی ماهت را.. چقدر دوست دارم شنیدن خاطراتت را.. میبوسم عکسهای پراز نگاه مهربانت را.. پنهان میکنم از همه چهره پریشانم را.. "دوستت دارم پدرم ...
نویسنده :
miss.azar
22:10
مدار صفـــر درجـــهــ...
تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم. تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم. براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي خاطر نخستين گل ها. تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم. تو را به جاي همه کساني که دوست نمي دارم دوست مي دارم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن:این یکی از دیالوگ های مدار صفردرجه بود!!دوستش داریم!! ...
نویسنده :
miss.azar
19:0
[عنوان ندارد]
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است پـــــــدر نازنینم ! دنیا دنیا عشق جای داده ای درلابلای واژ ه هایت ... رفته ای اما هنوز گلوی خانه امان طعم مهربانی ترا میدهد ... هنوز هر خاطره هر كلام هر صدا هر اتفاق بهانه اي است تا بغض ِ دل بشکند و قلب ِ بيتاب ، ناله از سر گيرد ... ...
نویسنده :
miss.azar
0:4
[عنوان ندارد]
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است ...
نویسنده :
miss.azar
21:41
بیستمیـــن پاییــــز...
17 18 19 20 بیستمیش هم از راه رسید بیستمین بهار که نیست بیستمین پاییــــــــــزه! ولی چقد زود!قرار به این زودی نبود... یادمه چند سال پیش همین دبیرستان خودمون آرزوی 20 سالگی رو تو سرم داشتم 20 ساله شدن، بزرگ شدن ،آدم به حساب اومدن... یعنی الان دیگه بزرگ شدم یعنی الان دیگه به اون چیزی که میخواستم رسیدم!!!فک میکردم تو بیست واقعا خبریه یعنی وقتی رسیدم به بیست دیگه تمومه، بیست بیستم ولی میبینم اینطوریام نیست!!!!! همه چیز زودتر از اونی که فکرش رو میکردم تموم شد زودتر از اونی که انتظارش رو داشتم رسیدم به بیست!!! الان من اینجام جایی که اون زمان حتی به فکرم هم نمیرسید!! ولی دوست داشتم که تو هم بودی اما تو دیگه نیستی! سال دوم تو...
نویسنده :
miss.azar
21:23


