زینب سادات مامان زینب سادات مامان ، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

زندگی من،زینب سادات

سومین شب:((

خنده هات:))... تنها دلخوشی الانم اینه که حداقل لپ تاپت دست منه و میتونم عکس و فیلماتو ببینم هی نگاه کنم به لبخندات و منم همرات بخندم حتی اگه خنده تو عکس و فیلمت به خاطر من نبوده اما دوووووست دارم... +کم کم داره سخت میشه این دوری برام:((ولی قول دادم به خودم،به بابام و مهمتر از همه به تو ++شب سومیه که دور از آغوش توام و تا به حال سه شب جدایی نداشتیم و نتونستیم داشته باشیم... ...
30 شهريور 1392

[عنوان ندارد]

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است هر چی دارم فکر میکنم یادم نمیاد که من بیشتر از یه شب ازت دور بودم ولی امشب دومین شبیه که من کنارت نیستم و این داره آزارم میده
29 شهريور 1392

اولین شب جدایی:((

امشب اولین شبیه که به مدت طولانی شاید 2 هفته ازت دورم:(( الان از خستگی راه و رانندگی تو خوابیدی ولی من تو فکر چه جوری خواب کردن خودمم بدون آغوش گرم تو... میخوام اون شال سورمه ایه رو بیارم کنار خودم تا آروم بشم و بتونم کم کم بخوابم... +از ماهم دور شدم اما ماه کامل تو آسمونه:)) ...
28 شهريور 1392

خودخواهی

خودخواهی... خودخواهی اینه که وقتی داری باهاش حرف میزنی یهو میبینی که با خیال راحت خوابیده و انگار نه انگار که تویی هم هستی. خودخواهی اینه که هر وقت دلت بخواد اون نباید بهت "نه" بگه حتی اگه ساعت شش و نیم صبح باشه. خودخواهی اینه که بدون توجه به میل و خواستش هر کاری میخوای بکنی ، شبا زودتر از اون بخوابی و برات مهم نباشه اون چه جوری خوابش میبره. خودخواهی اینه که وقتی داره از ته دلش گریه میکنه و هق هق داره فقط بشینی نیگاش کنی. همه اینا خودخواهی محضه... ...
18 شهريور 1392

Amante

به گفته همون نفر اولین ها داره رقم میخوره کم کم: اولین استرس و هیجان دو نفره اولین باغ اناری که رو دست من حک شده اولین ....من در کنار او:D:D . . . +اسم را تغییر دادیم به Amante ++یه ضرب المثل جدید هست که میگه اگه پشت گوشتو دیدی...:D:D +++میدونی دلم واسه کی تنگ شده؟!فقط نمیدونم صدرا یا سما:*:*
8 مرداد 1392

لحظات قبل از...

:)) کمتر از یه ساعت دیگه باید برم آرایشگاه!!دارم به قیافه چند ساعت دیگه فک میکنم عجب چیزی خواهم شد:D(اعتماد به نفس که نیست ماشالام باشه) کم کم دارم میشم عروس خانوم،عروس آقای علوی راد،عروس میثمم اونم میشه آقا داماد،داماد خونواده ذوالعلی،داماد منصوره استرس دارم یه کمی،اما وقتی به این فک میکنم که همه اینا واسه کسیه که رسیدنم بهش برام آرزو بود آروم میشم،آروم آروم... دیگه چیزی مهم نیست برام فقط این تویی که برام مهمی!به خاطر نگه داشتن و آروم بودن تو هر کاری میکنم هر کاری :*:* ...
1 مرداد 1392

لباااااااسم:))

لباس عروس... یعنی لباسی رو انتخاب کردم که خودم وقتی خودمو تو آینه دیدم عاشق خودم شدم،دیگران دیگه هیچ:D تو رو نمیدونم چه حس و حالی پیدا میکنی وقتی منو ببینی:D خیلی خوشحالم بی حد و حصر،باورم نمیشه که فردا شب این موقع من تو بغل توام... من تو بغل کسی ام که 6 ماه آرزو و رویای در آغوش کشیدنش رو داشتم... قراره تو آغوش کسی باشم که شبهای تنهاییم رو تنها و تنها با او سرمیکردم... تو آغوش کسی که دیگه هیچ فاصله ای بینمون نخواهد بود و بتونم گرمای تنش رو حس کنم...   +ببخش منو که تنها کار و هنری که بلدم ناراحت کردن توئه:(( ...
1 مرداد 1392